|
مریم دختر بچه
ای است که به علت از دست دادن خانواده اش در جنگ در
پرورشگاه زندگی می کند او به او به زنی به نام فرشته علاقه
دارد که در ساختمان روبه روی پرورشگاه زندگی می کند و بچه
اش را از دست داده است از طرفی حمید - یک کارگردان تاًتر -
قصد دارد مریم را به عنوان فرزند خوانده به خانهً خواهرش
نسرین ببرد. به همین دلیل نسرین و شوهرش مریم را چند روز
به ویلایشان در شمال می برند. با این حال مریم پنهانی به
فرشته نامه می نویسد در حالی که فرشته او را نمی شناسد
سرانجام مریم که تمایلی ندارد به فرزندی نسرین و شوهرش در
بیابد از خانه می گریزد و در جست و جوی
فرشته با موتور
سواری تصادف می کند. حمید که علاقهً مریم به فرشته را
دریافته است او را به بالین مریم در بیمارستان می آورد و
....
|