|
وقتی حمید پرتوی
از شغل قضائی خود استعفا داد و به کسوت وکالت درآمد تصور
نمیکرد سرنوشت او را در مسیری قرار دهد که دگرباره مجبور
شود برای تشخیص بین حقیقت و دروغ به قضاوتی سخت بپردازد.
او که همواره خاطراتی تلخ را از این قضاوت در سالهای دور
در ظهن خود داشت این بار مجبور شد در مقام یک وکیل و در
بطن یک حادثه تلخ در انبوهی از دروغ و فریب که جنایتی را
پوشش میداد حقیقت را به تنهایی بیابد.
|